ویکی نیکی

راهنمای هوشمند نیکوکاری

نیکوکاران را قهرمان داستان های خیرخواهانه کنید!

 

آیا لازم است که شما به عنوان یک خیریه، نقش اصلی و قهرمانانه اقدامات خیرخواهانه خود را ایفا کنید !؟

 

آیا زندگی معنادار و هدفمندانه ای دارید؟

بعد از کمی مکث ، بیشتر ما پاسخ خواهیم داد: " نه مطمئنا" یا " نه واقعا".

این سئوال برای داشتن پاسخی معقول، مطمئنا سخت خواهد بود.

 "بله !"، بدون شک.

زمانی که تیترها و عناوین پیروزمندانه‌ی به نمایش گذاشته شده در رسانه های اجتماعی را جستجو می‌کنیم، درک آن سخت است که بگوییم : چگونه به تلفن پاسخ می‌دهیم، مدارکی را ثبت و ضبط می‌کنیم، امور اداری را سامان می‌دهیم ،... و وقتی ریزلیست کارهایی که باید انجام دهیم را می‌بینیم، به عظمت آنها پی می‌بریم.!

مسلما برنامه ریزی برای انجام تمام وظایف و مسئولیت ها بسیار دشوار خواهد بود و نیاز به مدیریت و سازماندهی اصولی خواهیم داشت.

می‌توانید این موضوع رو تجسم کنید؟ که فعالیت شما بدون هیچ عواید منفعت طلبانه ایست (کاملا غیرانتفاعی)، ولی مسئولیت بزرگی برعهده شماست.

هفته کاری شما دارای روال همیشگی و پر از وظایف معمولی ست؟ تقویمتان از قهرمانی‌ها و دستاوردهایتان پر نشده؟ می‌خواهید زندگی برنامه ریزی شده و معناداری داشته باشید؟ نیکوکاران می‌توانند مرتبط با این موارد یاریگر شما باشند...

هرکسی در زندگی خود، می‌خواهد که زندگی معنادار و هدفمندی داشته باشد .همچنین هر نیکوکار می‌خواهد که جزئی سودمند از این چشم انداز بزرگ (زندگی معنادار) باشد. آن‌ها می‌خواهند جزء بخش بزرگتری از وجود خودشان باشند و نقش سودمندی را ایفا کنند.

 

نیکوکاران می‌خواهند که قهرمانان داستان باشند ...

نیکوکاران مردم عادی هستند، درست مثل خود ما، لیست کارهایی برای انجام دادن و حتی همکارانی ناامید کننده دارند ، حتی دارای ترس هایی شخصی در زندگی خود هستند.

افکار خیال پردازانه ای در ذهن دارند که با آنها، دنیا را تغییر می‌دهند. آنها از رویاهایشان دست می‌کشند که با کمک هایشان بیشتر دیده شوند.

هرچند، زندگی روزمره و عادی دارند که نقش قهرمانی و شجاعت را نمی‌پذیرند ولی این تا زمانی است که خیرین جهت اطمینان خاطر، با شما دیدار و ملاقات داشته باشند.

 

نیکوکاران قهرمان

سازمان شما، شرایطی فراهم می‌کند که نیکوکاران قادر به ایجاد تغییراتی باشند( در خود و جامعه ی خود).

به واسطه اینکه، خیرین تامین کنندگان منابع خارجی شما هستند، آنها تمایل دارند، تاثیر این منابع را به چشم ببینند و بر روی این مسئله بسیار حساس و دقیق هستند، اما وقت و توانایی اقدام مستقیم در این زمینه را ندارند، هرچند که شما یا کارکنانتان برنامه ها و خدماتتان را برای آنها ارسال و اطلاع رسانی می‌کنید.

در نهایت، باید بدانید که نیکوکاران تجهیزکننده و نیروی محرکه کار شما هستند.

ما باید از قهرمان بودن و قهرمان ساختن دست بکشیم و به نیکوکاران فرصت دهیم تا روزهای عمرشان را هدفمندانه، بگذرانند.

این مسئله تغییر جهتی کلی را ایجاب می‌کند.

 بسیار آسان است که مدام حس کنیم که ما مهم و در خط مقدم کار هستیم. ولی باید بدانیم که تحمل بار احساسی (و حتی گاهی فیزیکی) برای کاری کاملا خیرخواهانه، کاری قهرمانانه است.

با اینحال، این نگرش کاملا درست نیست و ما همگی شخصیت های داستان بزرگتری هستیم و نقش های مهمی را ایفا می‌کنیم. اما در برابر نیکوکاران، نقش دوم را داریم و آنها هستند که نقش اصلی را ایفا می‌کنند .

در نهایت کار خود را با عنوان خدمات غیرانتفاعی (کار خیر ) معرفی و منتسب می‌کنیم.

زمانی که پرونده ای را جهت پشتیبانی ارجاع داده و یا اطلاع رسانی می‎کنیم بسیاری از پیام های ما از طریق ایمیل ها ، مراجع رسمی، نامه و تلفن ها ارسال و گسترش می یابند و برای تبدیل نیکوکاران به قهرمانان داستانمان، ما سطح جدیدی از مشارکت های اجتماعی را خواهیم دید و شاهد افزایش بازدید ایمیل ها، دوبرابر شدن واکنش ها و بالا رفتن سریع اشتیاق و جدیت آنها خواهیم بود.

البته که چگونگی اطلاع رسانی بسیار مهم است. ولی ما داستان ها را بیشتردرک می‌کنیم زیراکه آنها را می‌خوانیم، می‌بینیم و هر روز آنها را بازگویی می‌کنیم.

حساب های اجتماعی و مکالمات شخصی ما همه روایتگر این هستند که ما چه کسی هستیم، کجا بوده ایم و به کجا می‌رویم.

همچنین، کار نیک شما نیز روایتگر این داستان است که شما مسئول حل مشکل بزرگی هستید که همچون طاعون در جامعه رخنه کرده است.

شما تشکلی از کارکنان و اعضای هیئت مدیره را گردهم آورده و مجموعه ای را تعریف کرده اید که هماهنگ کردن آنها از طریق بدنه و برنامه های سایت صورت می‌گیرد.

حالا، نیاز به استخدام ستاره های داستان خود دارید : " نیکوکاران "

قهرمانان مغایرت اصلی داستان شما را حل خواهند کرد.

 همانطور که صحنه های زندگی روز به روز دشوارتر میشوند، همزمان قهرمان، گامهایی به سوی ذخیره ی (توشه ) عمر خود برمی‌دارد.

چیزی که ما را در یک صحنه (زندگی)  پایدار و استوار نگه میدارد، لحظات ذخیره ی عمر(زمان)، ماست؟ و یا کارهایی معمولی همانند ورق زدن یک کتاب تا وقتی که به پشت جلد آن برسیم؟

بنابراین اگر میتوانید اهداکننده تان را در مسیری قرار دهید که تمایل به ذخیره‌ی عمر خود (انجام فعالیت در جهت داشتن زندگی معنادار و هدفمندانه)، با کمک به یکی از اعضای (نیازمند به کمک) در مجموعه‌ی ‌شما دارد، این نه تنها پاسخی مثبت بلکه پاسخی فوری در جهت رفع مشکلات شماست.

 

باید راه حل مغایرتها را به چشم ببینیم

برای خلاص شدن از شر مغایرت ها، قهرمان داستان خود نباشید بلکه خیرین را به عنوان قهرمان معرفی کرده و توجه داشته باشید که هیجان ،شور و اشتیاق در آنها ایجاد کنید، محرک واکنش های سریع باشید و بدین صورت مجموع واگذاری ها و پرداختها به موسسه تان را افزایش دهید.

شما حتی باید نیکوکاران خود را تشویق کنید که شما را به خانواده و دوستانشان معرفی کنند ( تبلیغ ).

 

چه کسی دوست ندارد که داستان قهرمانی خود را بازگو کند؟

برای روشن شدن مطلب این دو مثال را در نظر داشته باشید. کدامیک از این دو نمونه شما را بیش تر ترغیب به کمک می‌کنند؟ 

1. موسسه “Advocacy Center”:

  در سال اخیر موسسه‌ “Advocacy Center”  تمام اهداف خود را جهت جمع آوری سالیانه مبلغ 100 هزار دلار پایه ریزی کرده است.

  • شما با اهداء 100دلار یا بیش‌تر ما را برای رسیدن به این هدف یاری می‌کنید.
  • ما توانایی فراهم ساختن : سرپناه های اضطراری، جوامعی پذیرا و استقبال کننده(امن و شاد) وهمچنین انجام مشاوره های حرفه ای برای زنان و خانواده هایی که در معرض سوء استفاده و خشونت قرار دارند را ،خواهیم داشت.
  • در سال گذشته ما توانستیم تنها با 50 هزار دلار به 100 زن خدمات رسانی کنیم که هزینه این سرویس ها از صندوق عمومی موسسه  که به وسیله ی نیکوکاران حمایت مالی می‌شود، تامین شد .
  • امسال، ما به اهداف بزرگتری فکر می‌کنیم. هدفی بلند پروازانه، برای خدمات رسانی به 200 زن و خانواده هایشان ترسیم کرده ایم.
  • کارکنان ما می‌خواهند که کارهای بیشتر و بهتری برای کسانیکه به ما نیاز دارند، انجام دهند.

 

شما چه فکری می‌کنید؟ اگر شما 100 دلار داشته باشید، همین حالا این پول را به این موسسه اهدا نمی‌کنید؟

قبل از هر تصمیمی، پیام "مارتا شلتر" را نیز بخوانید؛

 

2. موسسه "مارتا":

تا به حالا دچار ترس شده اید؟

  • این ترس به صورت همیشگی به همراه "جنی" است. در حقیقت، او ترس را بیشتر از شادی، لذت و دیگر حس ها، درک کرده و می‌کند. او در ترس زندگی میکند چراکه خانه ا ش پر است از افراد الکلی ، آزارهای روحی و روانی و سوءاستفاده های  جسمی و فیزیکی.
  • "جنی"  برای فرار و خلاصی از این شرایط، قصد دارد پسر یکساله ا ش "بنجامین"،  را واگذار کند، شاید که آینده ای متفاوت داشته باشد.
  • ولی " جنی" مانعی حس میکند، ترس از اینکه همسرش بفهمد، ترکش کند و یا خشم و خشونت اش را افزایش داده و وضعیت طاقت فرسایی به وجود آورد.
  • "جنی" به حمایت کسی نیاز دارد که خود واقعی اش را پیدا کند. در خواربار فروشی، پمپ بنزین و حتی در گردهمایی های اجتماعی.
  • کارکنان ما هرگز بدون حمایتهای شما نخواهند توانست به امثال "جنی" خدماتی ارائه دهند.
  • حال، شما قادر خواهید بود ما را در راه شناسایی "جنی"- نیازمندان - وبهبود شرایط زندگی اش و حتی زندگی "بنجامین" –اطرافیان نیازمندان- یاری رسانید.

 

آیا شما کمکی 100 دلاری برای کمک به "جنی" در نظر گرفته اید؟

100 دلار شما این اجازه را به کارکنان موسسه "مارتا" خواهد داد تا در جهت کمک و یاری رساندن به امثال "جنی" در اجتماع حاضر شوند.

تصور کنید "جنی" خواهر، دخترخاله و یا همسایه تان بود. حاضر بودید امروز قهرمان داستان وی باشید؟

حالا، تصمیم با شماست که کمکتان را به موسسه    Advocacy Center"  اهدا کنید و یا به مجموعه "مارتا"؟

کدامیک از داستان های بالا پیام یاری خواهی شما را، برای انجام یک کار خیر بهتر به گوش می‌رساند؟

شما قهرمان این داستان هستید و یا نیکوکاران؟

 

 

نویسنده: نیت نصرالله

مترجم: فاطمه ولی محمدی

Eng

منبع

دیدگاه خود را بنویسید

دیدگاه پس از تائید مدیریت منتشر می شود.